مصاحبه با یورونیوز: محبوبیت رهبران جنبش سبز افزایش یافته است

متن زیر حاصل گفتگویی است با یورو نیوز پیرامون حصر پدر:

بیش از هزار و ۲۰۰ روز از حصرخانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد سه رهبر جنبش اعتراضی ایران موسوم به جنبش سبز می گذرد. این حصرخانگی بدون حکم قضایی صورت گرفته و تا کنون نیز دادگاهی درخصوص رسیدگی به اتهامات مطرح علیه این سه تن برپا نشده است. علی خردپیر، خبرنگار یورو نیوز با محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی و مدرس حقوق بین الملل در دانشگاه وست مینستر انگلستان گفتگویی کرده است که در پی می آید.

 می دانیم که پدر شما از زمستان ۱۳۸۹در حصرخانگی به سر می برد. وزیر دادگستری و شهردار تهران هر دو در سال گذشته گفته بودند که مسوولیت این حصر با شورای امنیت ملی است اما به تازگی نقل قولی از سوی یکی از نمایندگان مجلس از رهبر حکومت، مسوولیت را متوجه علی خامنه ای می کند. پرسش این است که چرا حکومت جمهوری اسلامی ایران نمی خواهد درباره این موضوع شفاف سازی شود؟

از ابتدا حکومت رفتاری شفاف در قبال رهبران جنبش اعتراضی نداشت. یک بخش از رفتارهایی که حکومت می کرد بر می گشت به نیروهای خودسر و لباس شخصی که تحت امر حکومت بودند و می دانید که از منظر حقوق بین الملل مسوولیت آن باز برعهده حاکمیت است. این رفتارها گاهی شامل خشونت هایی مانند حمله به منزل، آتش زدن در منزل، انداختن بمب صوتی درون خانه می شد.

حکومت با تقسیم کار بین مجموعه ای از نیروهای مورد اعتماد خود و بخش رسمی سعی کرد نوع برخورد از ابتدا برخورد رسمی نباشد. از زمانی که این رهبران در حصر قرار گرفته اند تاکنون نیز هیچ مقام رسمی کشور مطابق قوانین و مقررات جاری کشور مسوولیت حصر را برعهده نگرفته است. به استثنای نقل قول هایی که از سوی برخی از مقامات از جمله فرمانده نیروی انتظامی و رئیس قوه قضائیه که به تلویح گفته بود مسوولیت این امر به عهده ما نیست و اخیرا اظهار نظر صریحی که رهبری داشته است و مشخص می کند که پرونده حصر در اختیار شخص رهبری است. برای ما موضوع جدیدی نبود اما به اعتقاد من مطرح کردن این موضوع به طور علنی ورود به یک نوع فاز جدید است.

پدر شما تاکید داشته که در هر دادگاهی، برای رسیدگی به اتهاماتی که به وی نسبت داده شده آمادگی دارد حضور یابد. اما در همین نقل قول از رهبر حکومت ایران، گفته شده که جرم بسیار سنگین است و با آقای کروبی و دو چهره دیگر در حصر با ملاطفت برخورد شده است. آیا این به شما گوشزد نمی کند که رهبری تصمیم خود را درباره این اشخاص گرفته است؟

از نظر قانون اساسی اصل بر برائت است مگر کسی اتهامش در دادگاه ثابت شود و رای قضایی برای نگهداری وی صادر شود. پدر من با علم و آگاهی از شرایط کشور بارها از بدو حصر تاکنون اعلام کرده اند که آمادگی محاکمه در هر دادگاه علنی طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی دارند و تنها شرطشان علنی بودن دادگاه و سخن گفتن با مردم و افکار عمومی است. حکومت از این موضوع سر باز می زند و تاکنون تن به روند قانونی نداده است.

رهبری در همین عبارت گفته است که این ها مجرم اند در حالی که اتهام باید در دادگاه مطرح شود و اگر در پی دادرسی رای صادر شد آنگاه فرد، عنوان مجرم پیدا می کند و پس از آن مجازات تعیین می شود. ایشان مجازات را تحمیل کرده و حال پس از چند سال معتقد است که ملاطفت در قبال آنان صورت گرفته است. این ها همه نشان از عدم پیگیری مجموعه قضایی کشور و فقدان استقلال دستگاه قضایی در قبال این دو رهبر دارد. دلیل اصلی اش هم برمی گردد به پایگاه نفوذ و قدرت معنوی آنان [رهبران جنبش سبز] نزد افکار عمومی مردم ایران.

سال گذشته و پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، مردمی که از روی کار آمدن دولتی میانه رو خوشحال بودند به خیابان ها آمده و دوباره نام رهبران جنبش سبز را در شعارهای خود فریاد زدند. پرسش این است که از حصر صورت گرفته و برخوردی که با رهبران جنبش سبز شد حاکمیت چه دستاوردی داشته است؟
 به دنبال دستگیری رهبران جنبش سبز، حاکمیت تلاش کرد با تبلیغ یکطرفه و استقاده از رسانه ملی و سایر امکاناتی که در اختیار داشت ذهن مردم ایران را نسبت به رهبران در حصر بد بین کند. اتهام ها و فرافکنی فراوانی را مطرح کرد و از طرف دیگر قدرت دفاع به مجموعه مقابل نداد. فعالان دانشجویی و افراد سیاسی هم در زندان ها بودند.

حاکمیت اشتباه بزرگ تاریخی اش در این بود که تصور می کرد می تواند با ابزار تبلیغاتی و رسانه هایی که در اختیار دارد جامعه را نسبت به این رهبران بد بین کند. اما می بینیم که این خیال حاکمیت در انتخابات گذشته تحقق پیدا نکرد و امروز نه تنها حساسیت جامعه نسبت به این دو رهبر بیشتر شده، بلکه محبوبیتشان دایما رو به افزایش است.

 و اما درباره وضعیت پدر شما در حصرخانگی؛ می دانیم که آقای کروبی جا به جا شده اند. ابتدا در خانه خود در حصر بوده و سپس به یک خانه امنیتی منتقل شدند و امروز باز در خانه خود محبوس هستند. دلیل این جا به جایی چه بود؟. چراکه برای آقای موسوی و خانم رهنورد چنین اتفاقی نیافتاد.

پدر ما ابتدا در منزل بود و بعد از چند ماه به یکی از ساختمان های وزارت اطلاعات منتقل شد که از نظر ما این، نوعی فشار بیشتر بر ایشان بود. ایشان دو سال و نیم در یک آپارتمان کوچک، در کمترین امکانات و به تنهایی نگهداری شدند. مادر من از حصر خارج شدند و ایشان در آنجا ماندند. به دلیل همین محرومیت از نور آفتاب و هوای تازه و تنها ماندن بیماری هایی از جمله تنگی نفس و نرمی استخوان بر ایشان عارض شد.

تنها در هفت هشت ماه گذشته ایشان چهار عمل جراحی داشتند. بعد از همین موارد بود که حاکمیت درک کرد این نوع نگهداری یعنی از بین بردن سلامت کامل ایشان. در نهایت توافق کردند که ایشان مجددا به منزلشان بازگردند و حصرشان در منزل خودشان ادامه دارد.

 در این موارد وقتی ارتباط چهره های سیاسی با جامعه قطع می شود، یکی از نگرانی ها درباره غذای آنهاست. چه کسانی اجازه دارند مواد غذایی را برای پدر شما تهیه کنند؟

الان که با شما صحبت می کنم. مواد غذایی در اختیار خانواده است. مادر من حق دارد از جایی که می خواهد این مواد را تهیه کند. اما در مدتی که در ساختمان امن وزارت اطلاعات بودند همه مواد غذایی را خود آنها تهیه می کردند. البته هزینه از خانواده گرفته می شد و مواد خام به پدر داده می شد. مدتی هم چون تنها بودند برایشان غذا هم تهیه می شد.

چه کسانی اجازه دارند با پدرتان ملاقات کنند؟
 در حال حاضر برادرانم و همسر و فرزندانشان هفته ای یکبار اجازه دارند به مدت یک ساعت و نیم تا دو ساعت با پدر ملاقات کنند. البته یکی از برادرانم به دلیل اینکه در ملاقات ها فقط اخبار سیاسی روز را تکرار می کرد بیش از ۱۴ماه است که از ملاقات محروم است.

آیا برای دادخواهی به سراغ نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر رفته اید؟
 ما سعی کرده ایم در سه سال و نیم گذشته شرایط حصر پدر و مهندس میرحسین موسوی را با مردم خود در جریان بگذاریم. این وظیفه هر نهاد، سازمان و هر مجموعه ای است که هر اتفاقی که در هر گوشه جهان می افتد و ظلمی صورت می گیرد آن را علنی بیان کند. به عبارت ساده تر پیامی که آن فرد نمی تواند برساند دیگران وظیفه دارند برسانند. اما اینکه آیا ما مستقیما خودمان با نهادهای بین الللی یا سازمان های بین المللی در ارتباط هستیم، نه. ما سعی کرده ایم با اخبار و اطلاع رسانی از شرایط حصر موضوع ایشان را جهانی کنیم و طبیعی است که نهادهای بین المللی نیز به وظیفه خود عمل می کنند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی مطالب