دشمن دیروز، متحد امروز: عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد

بدنبال حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، جنگ با تروریسم و خشکاندن ریشه های آن مورد توجه جامعه بین المللی قرار کرد. برداشتن طالبان از قدرت و فروریختن دژ القاعده در افغانستان محور این مبارزه قرار گرفت. در این مسیر ایران کمک های اطلاعاتی حائز اهمیتی به دشمن دیرین خود آمریکا کرد. تلاقی منافع در افغانستان دو طرف را مجاب به همکاری متقابل کرد اما فقدان درک مناسب رئیس جمهور نابخرد ایالات متحده در آن مقطع شرایط را به سرعت تغییر داد. جرج دبلیو بوش در سخنرانی سالانه خود در ۲ ژانویه ۲۰۰۲ ایران را در کنار عراق و کره شمالی در محور شرارت قرار دهد. سیاست همکاری به یکباره به تقابل جدی انجامید. بوش و بلر به نام صلح و امنیت بین المللی جنگ طلب شدند و با یادآوری جنایات صدام در خلال ۸ سال جنگ با ایران، از تجاوز و نقض قوانین بین الملی توسط وی در آن جنگ گفتند و برای سرنگونی دیکتاتور یا همان متحد پیشین خود به عراق لشکر کشی کردند. بنام مبارزه با تروریسم و امحای سلاح های کشتار جمعی، عراق اشغال و دیکتاتور و حزب حاکمش سرنگون شد اما نه از سلاح های کشتار حمعی خبری بود نه از ارتباط رژیم با القاعده و خطر دستیابی تروریست ها به سلاح های مخرب. نگرش خطرناک بوش به ایران کافی بود تا صف آرایی جدیدی در منطقه شکل گیرد و طرفین در نزاع های فرامنطقه ای (پروکسی وار) به ارزیابی توان و کارت های طرف مقابل بپردازند. دروغ این گناه نابخشودنی در دنیای آزاد، بلر و بوش و احزاب آنان را گرفتار افکار عمومی کرد. معادلات منطقه به سرعت تغییر و جنگ افروزان در باتلاقی گرفتار شدند که نه تنها اشغالگران بلکه منطقه و جامعه بین المللی هزینه آن را تاکنون پرداخته و در آینده باید بپردازد.
اگر در دو دهه گذشته مبارزه با القاعده محور سخنان مقامات ارشد غربی بود امروز چند گروهک تروریستی به مراتب قوی تر و مسلح تر و البته خشن تر از القاعده نظیر الشباب، بوکو حرام، النصره و داعش بوجود آمده که دامنه آن نه یک منطقه بلکه چند قاره را در برگرفته و می گیرد. ظهور داعش و تفسیر شریعت با نگاهی نهروانی در این خشک مغزان که به تعبیر امیر المومنین علی (ع) همانند سگ هاری می مانند که رهایی شان موجب تسری این بیماری مسری ( جمود، ظاهرگرایی و تحجر) خواهد شد. گروهی که با ادعای احیای فرهنگ خلیفه گری اسلامی بدنبال زودودن تمامی مظاهر تمدن و پیشرفت بشری هستند و در این مسیر هر جنایتی را مباح و شرعی میدانند. اگر برای درمان این معضل قدمی موثر برداشته نشود این بیماری نه تنها تمامیت ارضی عراق بلکه منطقه را به چالش خواهد کشاند.
ظهور و رشد داعش ریشه ای عمیق در متحدان عربی آمریکا و انگلستان دارد – متحدانی که از اختلاف ایران و غرب در دهه های گذشته بیشترین بهره سیاسی و اقتصادی را بردند و به میزان فقر و گرفتاری کشور و مردم مان از منافع مستقیم و غیر مستقم سرزمن ما بهره مند شدند. در این میان نمی توان از نقش تخریبی و ویران گر دولت پیشین که در راستای منافع اعراب و اسرائیل خواه عالمانه یا جاهلانه انجام شد، یادی نکرد. پرداختن به این موضوع مجالی دگر می طلبد و بماند بر ای بعد.
به هر تقدیر مبارزه با تروریسم بدون خشکاندن ریشه های آن از جمله تبعیض، فقر، محرومیت، قطع منابع مالی از دول خلیج فارس به محوریت سعودی و قطر و نیز مراکز ترویج اندیشه های وهابی و سلفی امکان پذیر نخواهد بود. ورود ایران به این موضوع و هزینه های مادی و معنوی آن باید مورد توجه قرار گیرد و از دول غربی خواسته شود که توان خود را در جهت تغییر نگرش آن دول بکار بندند. به باور نگارنده این فرصت طلایی برای غرب و ایران رقم خورده و خروجی آن می تواند نفع متقابل برای طرفین باشد. سخنان امروز سه شنبه ویلیام هگ وزیر امور خارجه بریتانیا و سخنان فردای پرزیدنت اوباما می تواند مقدمه ای برای ورود ماهوی به موضوع بزرگی باشد. امیدوارم مقامات کشورمان با بهره گیری هوشمندانه از شرایط موجود بتوانند در این مسیر منافع ملی مان را بدرستی استیفا کنند. این همکاری نه تنها می تواند پرونده هسته ای ایران را در روندی معقول و حقوقی قرار دهد و سایه تحریم ها را از سر ملت بزداید بلکه جایگاه ایران را بعنوان قدرت برتر منطقه و تامین کننده صلح و امنیت بین المللی ارتقا دهد .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی مطالب